X
تبلیغات
رایتل
نام و مشخصات بیش از سی ایرانی تاثیرگذار در صنعت فیلم هالیوود
سینمای ما - محمد باغبانی: از دهه 20 که همه از سبک و سلیقه ارنست لوبیچ مهاجر در سینمای امریکا سخن می گفتند، از همان دورانی که مایکل کرتیز و ویکتور شوستروم و به دنبال آنها فریتز لانگ، افولس، داگلاس سیرکف و فرد زینه مان پا به کارخانه های رویاسازی هالیوود گذاشتند و بعد ها پس از تاثیرات موج نو های سینمایی، سینمای امریکا همواره نیاز غیرقابل انکاری به حضور و فعالیت خارجی ها داشته تا به واسطه حضور آنها، سینماتوگرافی متفاوت و برتر را خلق کند و اکنون زمان این رسیده تا مدعی شویم حالا دیگر نوبت آسیایی ها است و طبیعتاً در این مورد به خصوص ایرانی ها سهم خودشان را دارند. از داریوش خنجی و تصاویر و قاب های بی بدیل او گرفته تا نقش آفرینی متفاوت و ستودنی همایون ارشادی در فیلم بادبادک باز. حالا دیگر تصور هر کسی به جای ارشادی محال است. حضوری که در این دوره و زمانه ( برای سینمایی که بیش از 100 سال عمر دارد) یادآور همان دهه های طلایی 20 و 30 است. اگر جدای بررسی ها و ارزشگذاری های متنی به مفهوم «صنعت سینما» دقیق شویم، حضور ایرانی ها در این صنعت عظیم و بی همتا، بی شباهت با کارمند «ناسا» بودن یا دکتر و متخصص فلان بیمارستان بودن نیست اما طبیعی است که جنس و تاثیرگذاری کار متفاوت است. از طرفی هم باید قبول کرد قرار گرفتن این افراد بااستعداد و بی همتا در چنین موقعیت هایی هم نرمال و طبیعی است. سینمای امریکا به عنوان مهم ترین و تاثیرگذارترین قطب سینمای جهان، این حق را دارد تا بهترین ها را انتخاب کند، چه در زمانی که «بچه های آسمان» را نامزد اسکار کرد و چه حالا که عیار بالای بازیگران ایرانی دستش آمده. بی شک و از این پس، نقش آفرینان ایرانی وارد مرحله تازه یی از فعالیت های سینمایی خود خواهند شد، تنها باید کشف و حمایت شوند. منتقدان و متفکران سینمای غرب هم از راجر ایبرت (در ستایش ارشادی) گرفته تا رزنبام (در ستایش کیارستمی و پناهی) به نوعی سعی کرده اند ارزش های سینمای ایران را به دیگران معرفی و گوشزد کنند. می ماند بالارفتن سطح کیفی سینمای خودمان که در کنار یک حمایت حساب شده، می تواند این نوع تاثیرگذاری را چند برابر کند و این بار به شکلی دیگر ارزش های ملی را به نمایش بگذارد تا حمایت های داخلی شکلی منسجم به خود نگیرند، این موقعیت جدید و باارزش چندان رشد نخواهد کرد؛ موقعیتی که بی شک ایران را مطرح خواهد کرد آن هم به شکلی که فرهنگ عامه در جهان امروز از آن غافل است و یادمان باشد که ما بیشتر از همیشه و بیشتر از هر ذهن دیگری باید حامی این نوع تفکر و حضور سینمایی باشیم و نگذاریم این طور باب شود که تنها آنها کاشف ارزش های سینمای ما هستند. اکران خارجی آفساید جعفر پناهی (بدون اکران داخلی) خبر و اتفاق خوشایندی نیست. اگر به دنبال اصالت و تاثیرگذاری بیشتر و ایرانی تر هستیم باید اجازه دهیم این جاده، نورانی تر و هر چه مسطح تر مسیر مناسبی برای رفت و آمد های بعدی سینماگران و فرهنگ ملی ما باشد. اما حضور ایرانی ها در سینمای امریکا، ظاهراً به دهه های 60 و 70 بازمی گردد. رضا بدیعی به عنوان یکی از دستیاران رابرت آلتمن فقید، بعد از مدت کوتاهی کار در تلویزیون به یکی از سلاطین عصر طلایی سریال های تلویزیونی بدل شد و امروز ایرانی های زیادی در هالیوود، نقش آفرینی می کنند، فیلمنامه می نویسند، تصاویری بدیع خلق می کنند، فیلم می سازند و به عنوان طراح جلوه های ویژه فعالیت دارند. در ادامه این مطلب به معرفی و بررسی آثار این نمایندگان صحنه های خارجی خواهیم پرداخت.




رضا بدیعی


متولد 1930 تهران. از دهه 60 در سینما و تلویزیون امریکا فعالیت خودش را شروع کرد و طی دهه های بعدی و به واسطه کارگردانی سریال های پرمخاطب تلویزیونی به شهرت رسید. قسمت هایی از ماموریت ناممکن، مرد شش میلیون دلاری، استارسکی و هاچ و تیم پلیس را او کارگردانی کرده است. او نزدیک به 90 کار تلویزیونی و سینمایی در کارنامه خود دارد. معروف است که بدیعی از دوستان نزدیک رابرت آلتمن بوده و در برخی پروژه های سینمایی آلتمن او را همراهی می کرده است. جنیفر جیسن لی بازیگر هم دخترخوانده اوست که در فیلم هایی چون کانزاس سیتی و راه های میانبر (آلتمن) بازی کرده است. بدیعی در دهه های 80 و 90 هم سهمی در کارگردانی سریال های پیشتازان فضا، بیواچ و نیکیتا (بازسازی فیلم سینمایی) داشته. *رسیدن به یک موقعیت خاص و بی رقیب شاید مهم ترین موضوع است.


شهره آغداشلو


با نام اصلی پری وزیری تبار. متولد 1952 تهران. او تا پیش از دهه 90 میلادی در فیلم های فیلمسازان مطرحی چون عباس کیارستمی، علی حاتمی و فرهاد اصلانی بازی کرد. دهه 90 آغاز حضور آغداشلو در فیلم های تلویزیونی امریکا بود. هر چند که در زمینه تئاتر هم به نقش آفرینی می پرداخت و از سال 2000 به بعد آغداشلو رسماً فعالیت های جدی سینمایی اش را آغاز کرد و فوراً به اعتبار و ارزش درخوری رسید. فیلم مریم (ساخته رامین سری که همین یک فیلم را ساخته) برای آغداشلو سکوی پرتابی شد تا او یک سال بعد در فیلم خانه یی از شن و مه (به قول یکی از دوستان خانه یی از شن و ماسه) بازی کند؛ نقشی که برای او و سینمای ایران اهمیتی تاریخی پیدا کرد چراکه او برای بازی در نقش نادی (که خود با خواندن کتاب عاشقانه دوست داشت روزی بازی اش کند) نامزد دریافت جایزه اسکار شد. در واقع تنها ایرانی نامزد اسکار برای بازیگری تا به اکنون شهره آغداشلو است. آغداشلو کماکان به نقش آفرینی در هالیوود و سینمای مستقل امریکا ادامه می دهد و انتخاب های او نشان این است که او سوای ارزش های هنری و مثلاً نامزدی اسکار به حضوری پیوسته و تداوم کاری هم اهمیت می دهد. *بعد از نامزدی اسکار، دیگر نتوانست آن نوع نقش را بازی کند یا نصیبش نشد، اما با تداوم حضور فعلاً به کارش ادامه می دهد.


بهار سومخ


متولد 1975 تهران. سومخ به عنوان بازیگر، حدوداً هفت سالی می شود که فعالیت اش را آغاز کرده است. از فیلم های مهمی که او بازی کرده می توان به اره (قسمت های سوم و چهارم)، ماموریت ناممکن 3، تصادف و سریانا اشاره کرد. او نیز در کنار کار سینما در تلویزیون هم فعالیت دارد و هم اکنون پروژه جدیدی را پیش رو ندارد. *می تواند یکی از بازیگران موفق فیلم های ترسناک شود. کافی است بهتر دیده شود. اصولاً در وجود مهاجران و غیربومی ها ترس بیشتری برای ارائه وجود دارد.


کاترین بل


متولد انگلستان. کاترین سه ساله به همراه مینا مادر ایرانی اش به لس آنجلس رفتند. از اویل دهه 90 او کار بازیگری را برای فیلم های تلویزیونی آغاز کرد و در فیلمی از رابرت زمه کیس هم به عنوان بدل بازیگران اصلی فیلم ظاهر شد. او در دو فیلم بروس توانمند و ایون توانمند هم بازی کرده است. *یک کمدین متناسب با شرایط فیلم های کلاسیک دهه 50. ترکیبش با جیم کری جذابیت های خودش را داشت.


داریوش خنجی


متولد 1955 تهران. سرشناس ترین و بی شک معتبرترین ایرانی مقیم هالیوود. البته فعالیت های خنجی تنها به سینمای امریکا محدود نمی شود و اصلاً او فعالیت خود به عنوان فیلمبردار و مدیر فیلمبرداری را در سینمای فرانسه آغاز کرد. او که به خاطر فیلمبرداری اویتا (ساخته آلن پارکر با بازی آنتونیو باندراس) نامزد اسکار شده، نزدیک به دو دهه است که به عنوان یکی از شناخته شده ترین مدیران فیلمبرداری فعالیت دارد و با فیلم هفت ساخته دیوید فینچر بود که رسماً قدم به هالیوود گذاشت و فیلمسازان ارزش های کار او را شناختند. او سابقه کار با کارگردانانی چون وودی آلن، ژان- پی یر ژنه، برناردو برتولوچی، رومن پولانسکی، سیدنی پولاک، وونگ کار وای و میشائل هانکه را در کارنامه خود دارد و فیلم «چری» به کارگردانی استفن فریرز پروژه بعدی اوست. او همواره تحت تاثیر گرگ تولند بوده و کار او در خوشه های خشم جان فورد را ستایش می کند. خنجی آرزو دارد یک نسخه 16 میلیمتری سیاه و سفید از کتاب «در راه» جک کرواک را بسازد. *خنجی در کنار دیکنز و چند نفر دیگر، قاب را نقاشی می کنند. او نور را فراتر از آن چیزی که هست می تاباند.


حبیب زرگرپور


متولد 1964 تهران. در زمینه جلوه های ویژه و جلوه های بصری و طراحی های هنری رایانه یی، بی شک زرگرپور یکی از غول های هالیوود است. کافی است به کارهای او و تیمش نگاهی بیندازید؛ جنگ ستارگان (قسمت1)، ماسک، جومانجی، گردباد، چشمان مار، نشانه ها و هویت بورن. او در حال حاضر هم مشغول کار روی فیلم ریسمان نقره یی (جیمز اردونز) است. او و تیمش تاکنون دو بار نامزد دریافت اسکار شده اند و دو بار هم جایزه بفتا را به دست آورده اند. *یک ایرانی بی رقیب با ذهنی استثنایی.


حسین امینی


متولد 1966 ایران. امینی نخستین بار در سال 1992 بود که با نگارش فیلمنامه «مرگ نور» توانست برای خود اعتباری دست و پا کند و برای همین تله فیلم هم نامزد جایزه بفتا شد. اما اقتباس او از رمان «جود» نوشته توماس هاردی، توانایی های او را کاملاً متبلور کرد و فیلم به کارگردانی مایکل وینترباتم یکی از درخشان ترین آثار اوست. اقتباس بعدی او از اثر هنری جیمز یعنی «بال های قو» یک موفقیت بزرگ بود که نامزدی اسکار، بفتا و چند جایزه معتبر دیگر را به همراه داشت. به زودی از امینی فیلم «شانگهای» به کارگردانی میکائیل هافستروم (1408) اکران خواهد شد که در آن گونگ لی، جان کیوسک و کن واتانابه ایفای نقش می کنند. امینی نشان داده در زمینه اقتباس های کلاسیک، توانا است. کم کاری او را هم به حساب گزینش های خاص یک نویسنده متعهد بگذارید. *چند قدمی تا قله مانده که به احتمال فراوان طی می شود.


فرهاد صفی نیا


متولد 1975 تهران. او اعتبار دیگر فیلمنامه نویسان را ندارد اما با همان یک کارش یعنی آپوکالیپتو، نشان داده که می توانیم روی آینده او حساب کرد. او در سن چهار سالگی همراه خانواده اش از ایران خارج شد. بیشتر فعالیت های او به دورانی برمی گردد که در کمبریج مشغول کار تئاتر بوده. او سپس به نیویورک رفت و در آنجا محصل سینما شد. *آپوکالیپتو برای او یک موفقیت بزرگ است. بهره وری از این موفقیت خودش می تواند موفقیت بزرگ تری باشد.


سیروس نورسته


یکی دیگر از دست به قلم ها. او تمام تمرکز خود را بر پروژه های تلویزیونی گذاشته است. تله فیلم، تله تئاتر و برنامه های تلویزیونی که معروف ترین آنها سری «راهی به 11/9» است که به 11 سپتامبر می پردازد و کار کلینتون را نقد می کند. نورسته کار خود را در سال 1986 و با نوشتن برای «سی بی اس» آغاز کرد. پروژه «روزی که ریگان کشته شد» در سال 2001 توسط او نوشته و کارگردانی شد که در آن الیور استون مجری طرح بود. نورسته به عنوان سخنگو و نویسنده Libery Film Festival هم فعالیت دارد که در اصل یک فستیوال کاملاً محافظه کار است. *یک حرفه یی تمام عیار که کارش را حسابی بلد است. یک منتقد اجتماعی-سیاسی که نشان داده از تلویزیون امریکا هم می توان استفاده های دیگر برد.


رامین بحرانی


متولد 1975. او بعد از پایان درسش سه سالی به ایران آمد و فیلم بیگانگان را ساخت که خود در این فیلم بازی کرده است. او غیر از فیلم کوتاهی درباره بازی «تخته» ، سه فیلم دیگر نیز ساخته که هر سه را خود نوشته و تهیه کرده است. فیلم «قصابی» او چندی پیش در فستیوال فیلم استانبول به نمایش درآمد (این یکی را خود او تهیه نکرده). در نگارش فیلمنامه های دو فیلم اخیرش بهاره عظیمی او را همراهی کرده است. بحرانی یکی از همان کارگردانان مستقلی است که نیاز به یک جایزه معتبر دارند تا با حمایت دیگران کارهای بعدی شان را بهتر بسازند. فیلم آخر او «خداحافظ سلو» نام دارد که به زودی به نمایش درمی آید. *بحرانی به سبک فیلمسازی فیلمسازان اصیل و کلاسیک سینمایی ایران علاقه دارد و آن مسیر را دنبال می کند.


بابک شکریان


متولد 1965 تهران. کارگردان فیلم «امریکای زیبا» (2001) که در آن شهره آغداشلو و آتوسا لئونی نقش آفرینی کرده اند. فیلم به زندگی یکسری مهاجر ایرانی می پردازد که از این نظر فیلم خانه یی از شن و مه تحت تاثیر این فیلم است. همین جا بد نیست به معرفی آتوسا لئونی هم بپردازیم. بازیگر بادبادک باز که در آن فیلم نقش همسر امیر را بازی کرد . او متولد 1983 در برلین است و از دوران کودکی بازیگری را شروع کرده. او به پنج زبان قادر است صحبت کند و از دوستان نزدیک شهره آغداشلو و همسرش است. *باید فیلم های دیگری بسازد تا نشان دهد برای او سینما مهم تر از هر موضوع دیگری است و ماندگاری در سینما را باید جست وجو کند.


کامی عسگر


متولد 1965 ایران. به عنوان صداگذار و کلاً طراح جلوه های صوتی. عسگر یکی از معتبرترین نام های سینما و تلویزیون امریکا است. او بارها گفته از اینکه یک ایرانی است خوشحال است و به این موضوع افتخار می کند. نام او اخیراً به خاطر کار در دو فیلم مل گیبسون، یعنی مصائب مسیح و آپوکالیپتو بر سر زبان ها افتاد اما عسگر از اواخر دهه 80 کار خود را به طور رسمی آغاز کرد. عسگر در زمینه فیلم های ژانر وحشت تخصص دارد و از دیگر فیلم های مهم او می توانیم به دو ساخته بحث برانگیز الی راث «هاسل» اشاره کنیم. او هم به همراه شان مک کورمک یک بار نامزد دریافت اسکار شده. *یک نابغه واقعی. فیلم هاسل را ببینید، بخشی از کار واقعاً دست اوست. کامی توانا.


امید جلیلی


متولد 1965 در چلسی انگلستان. او را بیشتر به عنوان یک کمدین صحنه می شناسند و یکی از اجراهای معروف او «پسر کباب فروش چاق» است که برای جلیلی اعتبار زیادی به همراه داشت. از امیر قطر گرفته تا کلینتون کارهای او را دوست دارند و دنبال می کنند. او در سال 2007 به عنوان شصتمین کمدین برتر (از صد نفر) برگزیده شد. اما جلیلی در فیلم های بسیاری هم نقش آفرینی کرده که برای غیرانگلیسی ها از این طریق بیشتر شناخته می شود. در ایران او را بیشتر به خاطر بازی در نقش پیکاسوی فیلم «مودیلیانی» می شناسند. از دیگر فیلم های مهم او می توان به گلادیاتور، مومیایی، دزدان دریایی کارائیب، کازانوا، جاسوس بازی و دنیا کافی نیست اشاره کرد. بخش قابل توجهی از جذابیت کارهای کمدی او به میمیک چهره جلیلی مربوط می شود. *در صحنه یی از فیلم مودیلیانی او که نقش پیکاسو را دارد و اتفاقاً با مودیلیانی هم کل کل دارد، به او می گوید؛ بیا به ملاقات استاد برویم. منظورش رنوار است.


امیر مکری


متولد 1956 ایران. به عنوان فیلمبردار و مدیر فیلمبرداری از اواسط دهه 80 کار کرده و سابقه همکاری با کارگردانی چون کن راسل را در کارنامه دارد. بیشتر کارهایش مربوط به سینمای اکشن است و در کارنامه کاری او آثاری چون سریع و خشمگین، سالار جنگ، دریای سلطون، گنجینه ملی و پسرهای بد قسمت دوم به چشم می خورند. در این چند سال اخیر مکری در مسیر خوبی قرار گرفته و اگر همین طور پیشرفت کند به درجه های بالاتری خواهد رسید. با شهرام مکری خودمان هم نسبتی ندارد. *بی شک مکری به مانند شهرام خودمان یک آینده درخشان را رقم خواهد زد.


مهدی نوروزیان


برای فیلم کوتاه «کشتن جو» نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم کوتاه شد. تنها یک فیلم بلند ساخته به اسم «لئو» که در آن جوزف فاینس، الیزابت شو و سم شپارد بازی کرده اند. *با لئو نشان داده توانایی های لازم را دارد. زمان بیشتری نیاز دارد.


بابک فروتن پور


یکی دیگر از ایرانیانی که در زمینه اجرا و مدیریت جلوه های ویژه فعالیت دارد اما اصلاً پرکار نیست. Space Jam که یکی از کارهای متفاوت زمان خودش بود و افراد ایکس، تنها کارهای قابل اشاره فروتن هستند. ظاهراً او آنچنان شیفته کار در سینما نیست. *اطلاعات درستی از تولد و زندگی اش در دست نیست. امیدوارم زنده باشد.


نوید نگهبان


متولد 1968 ایران. با اینکه از سال 2000 بازیگری در سینما و تلویزیون را آغاز کرده، اما در همین زمان کوتاه در نزدیک به 50 فیلم و تله فیلم و سریال حضور داشته. از آن دست بازیگرانی است که به خاطر شرایط خاص سیاسی و جغرافیای خاص فیلم ها، غالباً در نقش افغانی یا عرب ظاهر شده. حضور در فیلم «جنگ چارلی ویلسن» ساخته مایک نیکولز یکی از آخرین کارهای اوست که در آن با شان توب همبازی بود. نگهبان در فیلم های بعدی با ادوارد نورتن، کالین فارل و فارست ویتاکر هم بازی شده که به زودی به نمایش در خواهند آمد. تا چند سال آینده نگهبان جایگاه ثابت و دست نیافتنی برای خود دست و پا خواهد کرد. *چهره خاصی دارد و اتفاقاً شبیه یکی از هالیوودی های قدیم است. با سرعت به پیش می رود.


شان توب


یکی دیگر از تهرانی های مهاجر. او در منچستر بزرگ شده و از دوران جوانی به عنوان شخصیتی شوخ و طناز شناخته می شده. از اواسط دهه 80 کار بازیگری در تلویزیون را آغاز کرد و هم اکنون یکی از کاراکترهای سریال پرطرفدار لاست (Lost) است. سال گذشته او با همایون ارشادی در فیلم بادباک باز همبازی بود؛ نقشی که در ابتدا توب به خاطر مسائل مالی حاضر نبود بازی کند و این نقش می توانست به یک ایرانی دیگر برسد، اما سریعاً تیزهوشی به خرج داد و به پروژه پیوست. البته این موضوع برای ارشادی تا حدودی دردسرآفرین شد. از فیلم های مهم توب می توان به تصادف، جنگ چارلی ویلسن و سرزمین زیادی (وندرس) اشاره کرد. او در برخی از پروژه های نوربخش نظیر «راهی به 11/9» هم حضور داشته. او به خاطر نقش آفرینی متفاوتش در فیلم تصادف بیشتر مورد توجه قرار گرفت و تاکنون هم نامزد دریافت جایزه یی نشده است. *نقطه ضعف کارهای او بیشتر در انتخاب نقش هایش است.می تواند از این هم بهتر باشد.


بیژن دانشمند


به خاطر بازی در فیلم بیست انگشت مانیا اکبری بیشتر شناخته شده. اما نقش آفرینی در مونیخ اسپیلبرگ واقعاً مایه افتخار است. او در فیلم «مجموعه دروغ ها» ریدلی اسکات هم حضور دارد و به نوعی همبازی گلشیفته فراهانی است. در محدوه سبز پل گرین گرس هم نقش آفرینی کرده. دانشمند خود سابقه کارگردانی هم دارد. شروع فعالیت های وی از سال 2002 است. * یک چهره متفاوت دیگر که توانایی بازی در نقش های مختلف را دارد. از آن آدم هایی که کیانیان آنها را در طبقه اول جای می دهد. البته دسته بندی عجیبی است.


مسی تاج الدین


یکی دیگر از فیلمنامه نویسان البته کم کار. فیلم «لئو» و «ژاکت» تنها آثاری است که او در مقام نویسنده از خود به جای گذاشته. چهارشنبه کار بعدی اوست که در سال 2010 به نمایش در خواهد آمد. در نگارش فیلمنامه لئو، امیر تاج الدین همکار او بوده است. *امیدواریم به کارش به همین خوبی ادامه دهد.


داریوش کاشانی


متولد 1969 در تهران. بعد از مهاجرت به نیویورک به سراغ بازیگری رفت و با اینکه تجربه کاری چندان زیادی ندارد، اما سریعاً توانست موقعیت تثبیت شده یی را برای خود فراهم کند که بیشتر به خاطر نقش آفرینی های تلویزیونی اوست. البته کاشانی به عنوان بازیگر تئاتر کار خود را آغاز کرد، ولی اجراهایی که در نیویورک روی صحنه برد، در موفقیت های او بی تاثیر نبودند. حضورش در سریال های پرمخاطب 24 و لاست هم از طرفی برای او شهرت و اعتباری خاص به ارمغان آورد. کاشانی به تازگی وارد مرحله تازه یی از کار خود شده و سینما را پیش رو دارد. چشمان عقاب (دی جی کارسو) کار سینمایی بعدی و جدی تر اوست که در این فیلم با بیلی باب تورنتون همبازی است. * یک داریوش دیگر. اگر با خنجی جایی همکاری کند باید بداند که مهم ترین افتخار زندگی اش خواهد بود.


باب یاری


متولد 1962 ایران. او بزرگ شده نیویورک است و چهار شرکت عظیم تهیه فیلم دارد. او یکی از تهیه کنندگان فیلم تصادف است که اسکار برد. یاری تاکنون بیش از 40 فیلم تهیه کرده که همین حالا 10 فیلم به تهیه کنندگی او در مراحل مختلف کاری به سر می برند. یک حرفه یی تمام عیار و یک سرگرمی ساز بزرگ. *یک سلطان واقعی.


کاوه زاهدی


مت ولد 1960. به عنوان بازیگر و کارگردان در هالیوود و بیشتر در سینمای مستقل فعالیت دارد. او در دانشگاه فلسفه خوانده و با دیدن سکانس مربوط به حضور او در فیلم Waking Life ریچارد لینک لیتر، می توان فهمید جهان ذهنی او چه سر و شکلی دارد. دوره یی به فرانسه رفت تا تهیه کننده پیدا کند که موفق نشد و معروف است به خاطر علاقه زیاد و در راستای اهداف سینمایی اش ساعت سه صبح به گدار زنگ زده، او دست از پا درازتر به امریکا بازگشت و ایده های روشنفکرانه خودش را در پستو پنهان کرد. جالب است بدانید ساخت یکی از فیلم هایش نزدیک به 15 سال طول کشید. زاهدی در فیلمی از الکساندر پین هم بازی کرده است و فعلاً تصمیم دارد بیشتر بازی کند تا ایده های عجیب و غریبش را بسازد، شاید هم به پول نیاز دارد تا فیلم هایش را بسازد، پس فعلاً بازیگری بهترین چیز است. *خیلی دلم می خواهد بدانم در ساعت سه صبح به گدار چی گفته و از آن طرف گدار به او چی گفته.


نازنین بنیادی


متولد 1980 تهران. یکی از تازه واردهای هالیوود که در فیلم مرد آهنی نقش آفرینی کرده. فعالیت او از سال 2006 آغاز شده و همه کارهایش تلویزیونی هستند. از او به زودی یک فیلم سینمایی به کارگردانی جعفر محمود اکران خواهد شد. همگان معتقدند او استعداد بسیاری دارد و به زودی به مدارج بالاتر دست خواهد یافت. *ستاره یی متولد می شود.


مارشال منش


متولد 1950 مشهد. به عنوان بازیگر از اواسط دهه 80 در سینما و تلویزیون امریکا فعالیت داشته. از کارهای سینمایی او می توان به «دروغ های راست» و «دزدان دریایی کارائیب» اشاره کرد. بیشتر بازی های او کمدی هستند و منش به خاطر فیزیک چهره اش نقش های منفی را جذاب تر بازی می کند (شاید در این یک مورد حق با آن مرد فیلم سلام سینما است). او نیز به مانند خیلی از بازیگران مهاجر، در فیلم های رده ب بیشتر حضور دارد.


هومن خلیل


یک تازه وارد دیگر که در انیمیشن ماشین ها صداپیشه بوده و در فیلم کلاورفیلد هم بازی کرده است. تعداد امثال خلیلی روز به روز بیشتر می شود.


کیوان نواک


به شکل جالبی با حروف اسم خود، اسم فامیلش را ساخته که یادآور کیم نواک است. بیشتر در فیلم های تلویزیونی بازی کرده و فیلم سیریانا از معدود آثار سینمایی معتبر اوست.


پدرام شهدای


یکی دیگر از طراحان جلوه های بصری که در فیلم آپوکالیپتوی مل گیبسون حضور داشته. بوگی من، غار و سانتای بد از دیگر کارهای اوست. کمتر از 5 سال است که در سینمای امریکا مشغول است و به احتمال زیاد بیشتر از او خواهیم شنید. البته اگر کم کار نباشد.


پدرام گشتاسب پور


یکی دیگر از بزرگان جلوه های بصری. در فیلم های اسپایدر من و قسمت دوم همین فیلم به عنوان انیماتور ارشد با تیم عظیم این دو فیلم پرفروش کار کرده و فیلم هایی چون Jumper، Cyberworld ، Final Fantasy در کارنامه کاری او دیده می شود. گشتاسب پور متولد 1975 است.


طاها علیرضا


یکی از سرمایه گذاران و تهیه کنندگان فیلم قاپ زنی گای ریچی. همین،


رضا شریفی


شریفی چندان به هالیوود ربطی ندارد. اما بد نیست بدانید او یکی از غول های بالیوود است که از یک دهه پیش و به عنوان طراح صحنه و لباس مشغول است. کارهای درجه یک هندی هم کم ندارد، برای نمونه دوداس.


مازیار جبرانی


متولد 1972 تهران. او هم در اصل یک کمدین است که در لس آنجلس داستان های هزار و یک شب را طنازانه اجرا می کند. او از ادی مورفی به عنوان یک منبع الهام یاد می کند. در سریال 24 و مترجم سیدنی پولاک فقید بازی کرده و بیشتر آثار او تلویزیونی است.


منبع خبر : آخر هفته اعتماد
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
http://www.ghasedaknews.ir/rss/News/?id=14